عبد الرحمن جامي
مقدمة ويليام چيتيك 89
نقد النصوص في شرح نقش الفصوص
عباس رضى الله عنهما عن روية النبي عليه السلام ربّه ، أخبر أنّه رآه » ( 177 / 16 - 17 ) . ج . به طور كلى اگر يك جملهء دومى براى تكميل معنى جملهء اول لازم باشد به طورى كه اگر جملهء دوم نباشد ، جملهء اول از نظر دستور زبان يا معنى ناقص مىماند ، از ويرگول استفاده نمىشود ، در حالى كه اگر جملهء دوم براى تكميل معنى ضرورت نداشته باشد ويرگول به كار مىرود . ( 1 ) . ويرگول قبل از جمله هايى قيدى كه حاكى از نتيجه و يا دليل است به كار برده مىشود و بنا بر اين پيش از كلماتى مانند « زيرا ، چه ، تا ، لأن ، ف » و غيره استعمال مىشود : « و نشأت انسان جامع است ، زيرا كه همه دروى . . . » ( 92 / 20 - 21 ) . « ليكن به اذن حق تعالى ، چه حق سبحانه عين جوارح و عين قواى روحانى و جسمانى ايشان شده است » ( 222 / 17 - 18 ) . « پس حقيقت آدم خود مفصل نفس خود بوده باشد در حقيقت ، تا هر كس را از افراد خود به كمالى . . . » ( 109 / 11 - 13 ) . « و ابليس لم يعرف ذلك ، لأنه جزء من العالم » ( 109 / 3 ) . « لم يتنبّه أنّ ذلك أيضا تقييد مناف للإطلاق الحقيقي ، إذ الإطلاق الحقيقي يشترط فيه أن . . . » ( 127 / 5 - 6 ) . در تمام اين موارد ملاحظه مىشود كه اگر جملهء دوم حذف شود ، باز هم جملهء اول كامل خواهد بود . ( ألف ) . وقتى كه كلمهء « لأن » پس از « إنما » براى تكميل جمله لازم است و بدون آن جمله ناقص مىماند ، ويرگول نبايد قبل از آن به كار رود ، و همچنين در موارد نظير اين ، مانند « ما . . . الَّا » : « إنما خصت الحكمة النفثية بالكلمة الشيثية لأنه أول إنسان حصل له العلم . . . » ( 112 / 8 - 9 ) . « ما من كلمة من كلمات القرآن مما يكون لها في اللسان عدة معان الا و كلها مقصودة للحق » ( 135 / 18 - 19 ) . ( ب ) . به طور كلى پيش از كلمهء « ف » در جملات عربى هميشه ويرگول و يا نقطه به كار مىرود . معمولا اگر « ف » به معنى « بنا بر اين » آمده باشد ، آن اول جمله محسوب مىشود و قبل از آن استعمال نقطه لازم مىآيد ، اما اگر معنى آن « زيرا كه » يا « پس » باشد ، ادامهء جمله است و پيش از آن ويرگول آورده مىشود . به هر حال معنى آن هر چه باشد « ف »